Showing posts with label آموزش مکالمه انگلیسی با فیلم. Show all posts
Showing posts with label آموزش مکالمه انگلیسی با فیلم. Show all posts

Thursday, November 22, 2018

آموزش مکالمه انگلیسی یازدهم با کارتون Big Hero 6 – یادگیری گرامر Unless

آموزش مکالمه انگلیسی یازدهم با کارتون Big Hero 6 – یادگیری گرامر Unless

آموزش مکالمه زبان انگلیسی با انیمیشن Big hero 6

برای مشاهده سایت اصلی، بر روی لینک ها کلیک کنید تا بتوانید به رایگان فایل های آموزشی را دانلود کنید. 
در این درس ، هیرو شروع به ارتقا بیمکس می کند و او را برای مبارزه آماده می کند.
مکالمات مربوط به این درس را در زیر هم بشنوید و هم بخوانید. متن فیلم به همراه ترجمه در ادامه آمده است.
درس های گذشته مربوط به آموزش سریع مکالمه با کارتون Big Hero 6 را در اینجا ببینید.

متن مربوط به مکالمه انگلیسی به همراه ترجمه

Baymax: I am sorry about the fire.
به خاطر آتش سوزی متاسفم.
Hiro: It’s okay. It was an accident. Unless… Unless it wasn’t.
  • اشکال نداره. اون یک اتفاق بود. مگر اینکه، نبود (یک اتفاق نبود و عمدی بود)
  • Accident بیشتر اوقات به معنی تصادف است ، اما در اینجا به معنی حادثه و اتفاق است.
  • گرامر مربوط به Unless که خیلی مهم است، در زیر آورده شده.
Hiro: At the showcase, that guy in the mask stole my microbots. And…And then set the fire to cover his tracks.
تو نمایش ، اون یارو با ماسک، مایکروبات های من رو دزدید. و بعدش آتش ایجاد کرد (روشن کرد) تا ردپای خودش را بپوشونه.
  • Track یعنی ردپا
  • Set fire یعنی آتش روشن کردن کردن یا آتش درست کردن
  • To cover tracks یعنی ردپا را پوشاندن.
  • The guy in mask او مرده که ماسک داشت.
در زبان انگلیسی اگر بخواهیم بگوییم ، اون خانومه که لباس قرمز داره : The woman in red
He’s is responsible for Tadashi. We gotta catch that guy.
او مسئول (مرگ) تاداشی است. باید اون یارو رو بگیریم.
  • Gotta مخف have got to
Hiro: If we’re gonna catch that guy, you need some upgrades.
اگر قراره اون مرده رو بگیریم، نیاز به بهسازی (ارتقا) داری.
Baymax: Will apprehending the man in the mask improve your emotional state?
آیا دستگیر کردن اون مرد ماسک دار، حالت عاطفی تو رو بهبود میبخشه؟
Hiro: Absolutely.
قطعا.
Hiro: Let’s work on your moves.
بیا روی حرکاتت کار کنیم.
Hiro: Now, let’s take care of this.
حالا، باید این (شکم) رو راست و ریست کنیم.
  • Take care of something یعنی راست و ریست کردن یا ردیف کردن/ درست کردن/ مدیریت کردن/هندل کردن چیزی.
مثال از دیکشنری کمبریج:
No, you paid for dinner last time, let me take care of (=pay for) it.
ترجمه : نه، آخرین بار تو پول شام رو دادی ف بذار من این سری حساب کنم.

آموزش گرامر Unless

Unless در واقع همان معنی If…not را می دهد.
مانند ساختار If ، زمان بعد از Unless هم می تواند حال ساده و استمراری ، گذشته و حال کامل باشد.
نکته گرامری : Unless هرگز با If به کار برده نمی شود.
Unless در تمام انواع جملات شرطی، به جای If…not استفاده می شود.
در جملات با ساختار Unless ، ترتیب Clause ها مهم نیستند.
در ادامه به عنوان ساختار If (جملات شرطی نوع اول ، دوم و سوم) دقت کنید که چطور می توانند با Unless بازنویسی شوند.

تبدیل جلات شرطی نوع اول به جملات با ساختار Unless

ابتدا به جملات شرطی نوع اول دقت کنید.
  • You will be sick if you don’t stop eating.
  • I won’t pay if you don’t provide the goods immediately.
  • If you don’t study diligently, you’ll never understand trigonometry.
حال جملات بالا را با ساختار Unless بازنویسی می کنم.
  • You’ll be sick unless you stop eating.
  • I won’t pay unless you provide the goods immediately.
  • Unless you study diligently, you’ll never understand trigonometry.

Friday, September 7, 2018

درس هشتم آموزش مکالمه انگلیسی با فیلم به دنبال خوشبختی

درس هشتم آموزش مکالمه انگلیسی با فیلم به دنبال خوشبختی

آموزش مکالمه با فیلم در جستجوی خوشبختی
درس های گذشته آموزش انگلیسی با فیلم به دنبال خوشبختی یا The pursuit of happiness را دنبال کنید و عبارات آموزش داده شده را در جزوه ای برای خود یادداشت کنید.
در درس هشتم، بخشی از فیلم جدا شده که در آن کریس گاردنر به اتاق مصاحبه در آن شرکت معروف وارد می شود.
شب قبل از مصاحبه ، پلیس کریس گاردنر را دستگیر کرد، چرا که او قبض پارکینگ را پرداخت نکرده بود و او مجبور شد یک شب را در بازداشتگاه سپری کند.
جالب اینجاست که وقتی پلیس ، کریس را دستگیر کرد، او در حال رنگ کردن خانه و شام درست کردن بود. به همین دلیل صورت و لباس او رنگی است.
در این فیلم ، به صورت رئیسان شرکت دقت کنید که چقدر تعجب کرده و جی چقدر ناراحت است.
درس هفتم را از اینجا ببینید.

متن زیرنویس فیلم با ترجمه فارسی

Chris Gardner
How are you? Good morning. Good to see you again. Pleasure.
احوال شما؟ صبح بخیر. از دیدن دوباره شما خوشحال شدم. باعث افتخاره.
I’ve been sitting out there for the last half hour, trying to come up with a story that would explain my being here dressed like this.
من نیم ساعته که اون بیرون نشسته ام و دارم سعی میکنم که یک داستانی که لباس پوشیدن اینجوری من رو توضیح بده ، درست کنم.
گرامر : زمان حال کامل استمراری یا Present Perfect Continuous
لغت مهم : Come up with sth به معنی به ایده یا جوابی رسیدن
And I wanted to come up with a story that would demonstrate qualities that I’m sure you all admire here, like earnestness, or diligence and team-playing.
و من می خواستم داستانی بسازم که نشان دهنده ارزش هایی باشه که مطمئنم شما تحسین می کنید. ارزش هایی مثل بی آلایشی و سادگی یا سخت کوشی و پشت کار یا قابلیت کار کردن در تیم.
And I couldn’t think of anything.
و من نتونستم به ایده ای برسم.
So the truth is, I was arrested for failure to pay parking tickets.
خب حقیقت اینه که ، من برای اینکه نتونستم قبض پارکنیگ رو بدم دستگیر شدم.
ساختار جمله : مجهول یا Passive Voice
زمان جمله: گذشته ساده یا Simple Past

Parking tickets?
And I ran all the way here from the Polk Station. The police station.
و من تمام راه رو از مرکز پلیس تا اینجا دویدم.
What were you doing before you were arrested?
قبل از اینکه دستگیر بشی چیکار داشتی می کردی؟
گرامر: گذشته ساده و گذشته استمراری
I was painting my apartment.
داشتم آپارتمانم رو رنگ می کردم.
Is it dry now?
الان خشک شده؟
Uh, I hope so.
امیدوارم.
Jay says you’re pretty determined.
جی می گه که تو خیلی مصمم هستی.
Oh, he’s been waiting outside, the front of the building with some 40-pound gizmo for over a month.
اون بیش از یک ماهه که بیرون جلو ساختمان با یه وسیله 40 پوندی منتظر می مونه.
Gizmo برای بازیچه یا فلان وسیله به کار می رود. وقتی که نمی دانیم اسم یا کار وسیله چیست می گویم یه چیزی یا فلان وسیله ای.
در انگلیسی می گوییم Gizmo
He said you’re smart.
او گفته که تو باهوشی.
Well, I like to think so.
دوست دارم همین فکرو کنم.
And you want to learn this business?
و تو میخوای که این بیزنس رو یادبگیری؟
Yes, sir, I wanna learn this business.
بله آقا. من می خواهم این بیزنس رو یادبگیرم.
Have you already started learning on your own?
آیا تا به حال خودت شروع کردی که یاد بگیری؟ یا خودآموزی کرده ای؟
Absolutely.
قطعا
Jay.
Yes, Sir?
How many times have you seen Chris?
جی. چندبار تا به حال کریس رو دیده ای؟
I don’t know. One too many, apparently.
نمی دونم. ظاهرا خیلی!
One too many یک اصطلاح انگلیسی است و در اینجا به معنی خیلی.
Was he ever dressed like this?
آیا تا به حال اینطور لباس پوشیده بود؟
No, no. Jacket and tie.
نه. کت و کراوات.
این درس ، نکات آموزشی جالب انگلیسی و صداقت در جلسه مصاحبه را داشت. پیشنهاد می کنم که بارها این تکه فیلم را ببینید و علاوه بر انگلیسی ، از این جلسه مصاحبه لذت ببرید.

Monday, August 6, 2018

درس پنجم آموزش مکالمه انگلیسی با فیلم در جستجوی خوشبختی

درس پنجم آموزش مکالمه انگلیسی با فیلم در جستجوی خوشبختی

آموزش مکالمه با فیلم در جستجوی خوشبختی

لینک سایت اصلی: 
هدف از این درس:
  • تمرین گرامر Should + have + p.p
  • نحوه استفاده از کلمه Whatever
  • آموزش لغت Attitude, Dust, Pregnant
در درس پنجم شاهد درماندگی لوییس در تامین مخارج زندگی و ناراحتی همسر او هستیم که دیگر اعتمادی به کریس گاردنر ندارد.
این مکالمه اوج ناامیدی همسر کریس از او را نشان می دهد که در ادامه فیلم زندگی برای لوییس شیرین خواهد شد اما با سختی‌های بسیار.  
دروس آموزش مکالمه با فیلم The Pursuit of Happyness به صورت روزانه به روز می شوند و در سایت قرار می گیرند.
مدرس : فاضل احمدزاده
بازگشت به صفحه اصلی آموزش مکالمه با فیلم در جستجوی خوشبختی

فیلم کوتاه و آموزش صوتی مربوط به مکالمه را اینجا مشاهده کنید

Yeah, you should’ve seen me out there today. Uh..
باید منو امروز اون بیرون میدی.

آموزش گرامر Should have + p.p :

از گرامر Should have + past participle زمانی استفاده می کنیم که می خواهیم در مورد تاسف خوردن در مورد کاری که در گذشته انجام دادیم/ندادیم، صحبت کنیم.
به مثال ها دقت کنید:
I should have studied harder!
باید بیشتر درس می خواندم. (زیاد درس نخواندم و در امتحان رد شدم. الان در مورد آن خیلی متاسف هستم.)
I should have gone to bed early.
باید زودتر می خوابیدم. (زود به تختخواب نرفتم و الان خسته هستم)
I shouldn’t have eaten so much cake!
نباید خیلی کیک می خوردم. (الان کیک زیاد خوردم و حس خوبی ندارم)
You should have called me when you arrived.
باید وقتی رسیدی به من زنگ می زدی (به من زنگ نزدی و من نگران بودم)
John should have left early, then he wouldn’t have missed the plane.
آقای جان باید زود خانه را ترک می کرد، بنابراین پرواز را از دست نمی داد (اما زود خانه را ترک نکرد بنابراین پرواز را از دست داد)
Somebody, uh, stole a scanner. I had to run the old girl down
یک نفر دستگاه اسکنر رو دزدید. مجبور بودم بدوم دنبال دختره
Whatever
مهم نیست یا خب که چی
What?
Whatever, Chris
What the hell you got attitude about?
این رفتار کوفتی برای چیه؟
Attitude یعنی : نظرات و احساساتی که معمولا درباره چیزی دارید، مخصوصا وقتی که در رفتار شما بروز می کند.
مثال:
As soon as they found out I was a doctor, their whole attitude changed.
ترجمه: به محض اینکه فهمیدن دکترم، کل رفتارشون عوض شد.
“Whatever” what?
“خب که چی” یعنی چی؟
Every day’s got some damn story.
هر روز یک داستانی لعنتی داره.
Hey, Roy. Can you beat your little rug when nobody’s out here?
هی ری، می تونی اون قالیچه لعنتی رو وقتی که کسی نیست بکوبی؟
There’s dust and shit all over the place.
گرد و خاک و گوه همه جارو گرفته.
I’m trying to keep a clean house.
دارم سعی می کنم خونه رو تمیز کنم.
Wait a second.
یه لحظه صبر کن.
Listen Linda, relax. We’re gonna come out of this.
لیندا آروم باش. ما از این مخمسه درمیایم.
Everything is gonna be fine, all right?
همه چیز دست میشه. باشه؟
You said that before, when I got pregnant, “it’ll be fine.”
قبلن هم گفتی این حرفو. وقتی که حامله شدم. “درست میشه”
So you don’t trust me now?
پس حالا بهم اعتماد نداری؟
Whatever. I don’t care.
هر چی. برام مهم نیست.